وبلاگ کانون جوانان گلسرخ

21282-21381/21381

21381  نوشته شده توسط مجرد  شماره 2 از  تهران mojarad2@gmail.com ** كد شناسايي  353 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 16:38
عليرضا خيلي با حال بود كلي حال كردم مخصوصا مدادتراشيدن و پاك كن قرمز ابي 

21380  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 16:30
دل خوش از آنیم که حج میرویم-------- غافل از آنیم که کج میرویم//// کعبه به دیدار خدا میرویم --------- او که همینجاست کجا میرویم////// حج بخدا جز به دل پاک نیست--------- شستن غم از دل غمناک نیست//////// دین که به تسبیح و سر وریش نیست-------- هرکه علی گفت که درویش نیست/////////// صبح به صبح در پی مکر و فریب ---------- شب همه شب گریه و امن یجیب///////////  

21379  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 15:48
به یاد بچگی هامون://////////// شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم****************** شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم************** شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره ! ********* شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون ))*************** شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.***************** شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده ******************** شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام ...  

21378  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 15:30
يه پرسپوليس يه ايران يه تيم پر از دليران //گرچه حريفت قدره اما تو ميشي قهرمان//جاي هوادارتون// هميشه همراهتون//خدا نگهدارتون//خدا نگهدارتون//يه پرسپوليس يه ايران يه تيم پر از دليران //گرچه حريفت قدره اما تو ميشي قهرمان// هيچكي جلودار تو نيست// نمره فوتبال تو بيست//قرمز رنگ پيرهنت با سرخي خون يكيست، با سرخي خون يكيست// روزگاري بود قديم نديما// امجديه بود و شلوغي، گرما//مردمي عاشق كه ميريختن تو صف// واسه ديدن فوتبال و گفتن حق//يه پرسپوليس يه ايران يه تيم پر از دليران //گرچه حريفت قدره اما تو ميشي قهرمان// مثه قصه عزيز عبدي بود و مهران و ابرام و جعفر كاشاني//اكبر محمدي و محمود خردبين// علي پروين و بهزادي و كلاني// يه تيم پر از اسطوره هاي فوتبال// فوتبال ما اينطوري شد جهاني//يه پرسپوليس يه ايران يه تيم پر از دليران //گرچه حريفت قدره اما تو ميشي قهرمان// قصه فرياد و شلوغ پلوغي // شيپور زنده ياد ممد بوغي// پرسپوليس// پرسپوليس 

21377  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 15:29
در تاريخ 52/6/16 در ورزشگاه آزادي، آريا مهر سابق پرسپوليس و تاج به مصاف هم رفتند كه پرسپوليس با نتيجه 6 بر 0 تاج را مغلوب كرد و گل هاي بازي را همايون بهزادي 3 گل، ايرج سليماني 2 گل و حسين كلاني 1 گل به ثمر رساندند و بازي برگشت را با تاج 1-1 مساوي كردند و در اين دوره پرسپوليس قهرمان اولين ليگ تخت جمشيد شد. در مسابقه تاج و پرسپوليس كه 6-0 به نفع پرسپوليس تمام شد پرسپوليس يك بازي كاملا تهاجمي را به معرض ديد تماشاگران گذاشت و به نقل از يكي از بازيكنان جواد الله وردي كه در آن سال در تيم تاج بود مي گفت انگار در ان بازي به ما داروي خواب آور داده بودند و اگر اين بازي ادامه مي داشت ما تا صبح گل مي خورديم و فقط يه چيز به ما كمك كرد و آن هم سوت اتمام بازي از سوي داور بود نفرات پرسپوليس در اين بازي: هادي طاووسي-مودت-حسين قلعه خوان لو-ابراهيم اشتياني-مسيح مسيحنيا-جعفر كاشاني-محراب شاهرخي-رضا وطن خواه-حسين بهاريان-داوود مير طوسي-فريدون معيني-علي پروين-ايرج سليماني - ايرج دستجردي- محمدرضا خلعتبري(!)-اصغر اديبي- اسماعيل حاج رحيمي پور-صفر ايرانپاك و همايون بهزادي 

21376  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 15:29
فرا رسیدن سی و هفتمین سالگرد شکست تاریخی استقلال از پرسپولیس، 6 تایی‌ها، به سرخ‌ترین هواداران فوتبال جهان شادباش باد. 

21375  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 14:20
مهمان هاي برنامه ويژه ماه رمضان شبكه سه:(سوالاي مجري فضول) حسن جوهرچی از والیبالیست تیم ملی: شما در طول دوران تمرین و اردو چه جوری روزه می‌گیرین؟ والیبالیست: راستش چون تمرینات ما خیلی سخت هست و آب زیادی از دست میدیم، نمی تونیم روزه بگیریم! . . . حسن جوهرچی از خلبان: شما در طول پرواز چه جوری روزه می گیرین؟ خلبان: راستش ما چون قند خون‌مون نباید پایین بیاد، نمی‌تونیم روزه بگیریم! 

21374  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 13:58
روح اله جون يه پرچم بردار بلند شو برو سالن كشتي ببين 1 نفر هم 1 نفره!  

21373  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 13:57
كي متولد 16 شهريوره؟ 

21372  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 13:56
سلام رفقا 

21371  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 12:32
تولد همشون مبارک // مگه متولد امروزی ؟؟؟؟؟؟؟// دیشب حمید سوریان ، مسکو مسابقه داشت .. دیدی ؟؟؟ 

21370  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 5:22
متولدين 16شهريور تولد همتون مبارك  

21369  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 5:21
التماس دعا 

21368  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  سه شنبه 16 شهريور 1389 5:20
salam 

21367  نوشته شده توسط مجرد  شماره 2 از  تهران mojarad2@gmail.com ** كد شناسايي  353 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 18:43
سلام/ ماه رمضون هم داره تموم ميشه اي واي اي واي 

21366  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 4:09
زینت انسان سه چیز است: ۱-علم ۲-محبت ۳-آزادی افلاطون  

21365  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:41
“حجاب در اسلام برای حفظ نشاط جنسی است، چون حجاب تخیل جنسی را تحریک می‏کند و سبب می‏شود که مسئله جنسی معنادار شود و دچار بی‏معنایی نگردد…. برهنگی در غرب، بی‏رغبتی جنسی را برای غربی به ارمغان آورد، چرا که برهنگی سبب تحریک اولیه انسان به طرف عمل جنسی در سنین اولیه بلوغ می‏شود، ولی در نهایت‏به سرد مزاجی جنسی تبدیل می‏شود، چرا که اسراف جنسی در دوران بلوغ، به بی‏رغبتی جنسی در سنین بالاتر منتهی می‏شود …” « ابراهیم فیاض، رجانیوز » 

21364  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:40
لینکستان.......یک سایت جالب برای میزان ثروتمند بودن شما نسبت به بقیه مردم جهان در این سایت شما با وارد کردن میزان درآمد سالیانه، می توانید بفهمید چه رتبه ای در بین مردم جهان دارید. البته واحد پولی پیش فرض پوند انگلستان است ولی می توانید واحد پولی را یورو یا دلار انتخاب کنید سپس رقم درآمد سالیانه را درج کنید  

21363  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:27
آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام باهم نشسته بودند. در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد. بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد. در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان احمال کرد!  

21362  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:27
قدیمی ها وبلاگ مال شما هم هست 

21361  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:25
شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا) شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان … شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده  

21360  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:24
شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند. تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!! آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت: آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم  

21359  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:23
شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو  

21358  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:21
شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما ))) شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه ! شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!! شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد  

21357  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:21
شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!! شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی….. (دیری دیری ریییییینگ) : داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو) شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم  

21356  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:18
شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد. شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام … شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی  

21355  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:16
شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره ! شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ… شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم….. شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم:)))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد  

21354  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 3:16
شما یادتون نمیاد … 

21353  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  دوشنبه 15 شهريور 1389 1:41
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است، که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد گاندی  

21352  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 15:11
جالب بود...  

21351  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 6:33
لینکستان ................................تصویر خیلی عجیب  

21350  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 6:32
سلام.. خوش امدی غریبه// متن های قشنگی بود محمد  

21349  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 6:03
well come back 

21348  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 6:03
well come back 

21347  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 2:17
غريبه برگشت!  

21346  نوشته شده توسط غریبه   آشنا از  x xzy ** كد شناسايي  61 **  يكشنبه 14 شهريور 1389 2:16
سلام طاعات عباداتتون قبول 

21345  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 21:05
من خوبم چند روز مشغول بودم  

21344  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 21:03
بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست بهترین نان نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و … می باشد بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود مثل( چای کوهی, گل گاو زبان, سنبل الطیب, گزنه, زنجبیل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچین, آویشن, استخودوس, ) همراه کمی نبات بجای قند وشکر استفاده از خرما, ارده شیره انواع میوه ها کشمش, توت خشک, عسل بسیار بجاست  

21343  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 21:02
۳۴ در دنیایی که سیگار فروخته و تبلیغ میشود چه جای تعجب و اما چه کنیم؟  

21342  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 21:02
۳۱ آیا می دانید اسیدهای چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می شود ۳۲ آیا میدانید ظروف استیل سرب در داخل غذا مینماید که سرطان زاست ظروق تفلون به دلیل تخریب لایه های تفلون سرطان زاست ۳۳ آیا می دانید ظروف آلومینیوم موجب کم خونی, آلزایمر, ضعف اعصاب و لرزش دست می شوند و ظروف لعاب دار حاوی ترکیب سرب بوده و سرطان زاست ظروف زودپز, تندپز, مایکروویو و دستگاهای داغ کننده برقی همگی مضرند  

21341  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 20:59
۱۶ آیا می دانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد ۱۷ آیا می دانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست ۱۸ آیا می دانید نوشابه ها موجب آسیب دیدگی سلولهای کبدی بیقراری نامنظمی ظربان قلب به علت وجود بنزوات سدیم و کافئین می شود ۱۹ آیا می دانید گاز CO2 موجود در نوشابه سبب پوکی استخوان می شود, فسفر و اسید فسفریک آن رقیب کلسیم سطح استخوان و موجب نرمی استخوان می شود یک عدد نوشابه به اندازه شش بشقاب برنج چاق کننده است و ضرر شربتهای کارخانهای مشابه ((سن ایچ)) کمتر از نوشابه نیست ۲۰ آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از ۷ ساعت حل می شود) ۲۱ آیا می دانید سس مایونز حاوی مواد نگهدارنده(سربات پتاسیم و بنزوات سدیم) است که سرطان زا هستند ۲۲ آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است  

21340  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 20:58
۸ آیا می دانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و همه سرطان زا هستند ۹ آیا می دانید ماده مخدر بنام COLA( پپسی کولا, کوکا کولاو ) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند ۱۰ آیا می دانید گوشت مرغ وماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند ۱۱ آیا می دانید سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانسها و رنگها هستند که همگی بسیار مضرند ۱۲ آیا می دانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود ۱۲ الی ۱۵ هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار ۹۰۰ الی ۸۰۰ تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است ۱۳ آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و می شود که کشنده است ۱۴ آیا می دانید جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطرناک اند ۱۵ آیا می دانید موز بجای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهرهای مختلف از جمله شهرهای شمالی آن هم توسط کاربیت در ظرف چند روز بطور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض است و موز یبوست زاست  

21339  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 20:57
۱ آیا می دانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است ( زیر دندان خود حس کرده اید) ۲ آیا می دانید ماده ی اولیه کالباس و سوسیس از سویاست که سودا زا و مضر است و موجب کم حافظگی میشود بنابر شواهد عینی زایدات گوشت وگوشتهای غیرقابل استفاده برای ساخت سوسیس ککالباس استفاده می شود ۳ آیا می دانید در ماکارونی ۲۰% گلوتن صنعتی استفاده می شود که سرطانزاست و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده بجای آرد در ماکارونی استفاده میشود, و ماکارونی یبوست زاست ۴ آیا می دانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود ۵ آیا می دانید در نان باگت برای متخلخل شدن از پودرهای بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرکها با علامت مرگ وارد می شود ۶ آیا می دانید نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامینهای(ب) می باشند محرومند و نان باگت بدترین نانهاست ۷ آیا می دانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و با قندهای مصنوعی چون ساخارین که ۱۰۰۰ برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد  

21338  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 20:55
بهشتیان اقدم .....چون خدا آدم و حوا را آفرید آن دو را به بهشت فرستاد. آدم و حوا کمی در بهشت چرخیدند و همی از پی یافتن گندم و سیب برآمدند که پیرمردی سپید موی و سپید ریش و چروکیده بر آنان پدیدار گشت که در زیر سایه‌ای چرت میزد.آدم هراسان نزد پروردگار دوید و گفت: مگر نه اینکه من نخستین انسانی هستم که آفریدی؟ … پس این موجود کهنسال کیست؟ خداوند لبخندی زد و گفت: آه او آیت الله جنتی ست من هم که آمدم او اینجا بود، از این رو نام اینجا را جنت نهادم …. 

21337  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 20:53
در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد: شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید. او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است. بلافاصله با تأکید و پیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی، و دستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید. مهندسین نیز دست به کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند: پایش (مونیتورینگ) خط بسته بندی با اشعه ایکس بزودی سیستم مذکور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین،‌ دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهایی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهیز گردید. سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند. نکته جالب توجه در این بود که درست همزمان با این ماجرا، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و کم خرجتر حل کرد: تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد!!!  

21336  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 20:52
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد … یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم … آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش … همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمی ره گُوشت بده نِنه ! قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه … بُدُم؟ پیرزن یه فکری کرد گفت: بده نِنه! قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو می کند می ذاشت برای پیره زن ….. اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟ پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟ جوون گفت: اّره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره … سگ شما چجوری اینارو می خوره؟ پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه … شیکم گوشنه سَنگم مُخُوره … جوون گفت: نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت: بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه …ایناره بره بچه هام ماخام اّبگوشت بار بیذارم ! جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن … پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگیریفته بُودی؟ جوون گفت: چرا ! پیرزن گفت: ما غِذای سَگ نِمُخُورم نِنه … بعد گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت  

21335  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  شنبه 13 شهريور 1389 17:09
علیک سلام... چطوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

21334  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 13 شهريور 1389 12:37
سلام  

21333  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  شنبه 13 شهريور 1389 11:41
کجایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ التماس دعا  

21332  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  جمعه 12 شهريور 1389 22:28
کجایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ التماس دعا 

21331  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  جمعه 12 شهريور 1389 2:49
تقدیری سراسر خیر ، برکت ، خرسندی ، سلامت ، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت توشه شب قدرتان باد . . .  

21330  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  پنج شنبه 11 شهريور 1389 13:13
با عرض سلام وقبولی طاعات شب جمعه اموات چشم انتظارند شادی روحشون یه حمد وفاتحه وصلوات 

21329  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  پنج شنبه 11 شهريور 1389 13:11
منتظران چشم به راه آمدنش هر لحظه زمین قلبهایشان را با یادش آب و جارو می کنند و دیده ی خویش را به سمت خانه ی دوست تنگ تر می نمایند. شاید زیباترین لحظه ی تاریخ را با قاب دیدگانشان به تصویر در آورند. این همان چیزی است که هر جمعه در دعای ندبه از تارهای وجودشان به مولای خویش عرضه می دارند: متی ترانا و نراک  

21328  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  پنج شنبه 11 شهريور 1389 7:17
در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد: و آن آگاهي است و تنها يك گناه: وآن جهل است و در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها، تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است. نخستين گام براي رسيدن به آگاهي توجه كافي به كردار ، گفتار و پندار است. زماني كه تا به اين حد از احوال جسم، ذهن و زندگي خود با خبر شديم، آن گاه معجزات رخ مي دهند. در نگاه مولانا و عارفاني نظير او زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان سراسر طنز است! چرا كه انسان نا آگاهانه همواره به جست و جوي چيزي است كه پيشاپيش در وجودش نهفته است! اما اين نكته را درست زماني مي فهمد كه به حقيقت مي رسد! نه پيش از آن!  

21327  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 17:10
دعاى روز بیست و یکم / بسم الله الرحمن الرحیم ........... اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ الى مَرْضاتِک دلیلاً ولا تَجْعَل للشّیْطان فیهِ علیّ سَبیلاً واجْعَلِ الجَنّةِ لی منْزِلاً ومَقیلاً یا قاضی حَوائِجَ الطّالِبین . / خدایا قرار بده برایم در آن به سوى خوشنودى هایت راهنمایى و قرار مده شیطان را در آن بر من راهى و قرار بده بهشت را برایم منزل و آسایشگاه اى برآورنده حاجت هاى جویندگان 

21326  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:40
عشق مرگ نيست زندگي است ، سخت نيست عين سادگي است، عشق عاشقانه هاي باد و گندم است اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است، زندگی زیباست 

21325  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:38
سال 1905 ميلادي) اين مقاله بعدها باعث شد كه انيشتن جايزه*ي نوبل فيزيك سال 1921 را از آن خود كند. در زندگي روزمره بسيار با چشم برقي برخورد مي*كنيم بدون آن*كه متوجه آن باشيم. به عنوان نمونه در تورنتو بسيار مشاهده كرده*ايم كه چراغ*هاي خيابان به طور خودكار هنگام غروب، درست هنگامي كه رنگ آسمان ارغواني مي*شود، روشن مي*شوند (رنگ بنفش و ارغواني در طيف بين از شدت شديدتري برخوردارند). از ديگر نمونه*هاي كاربرد اين برهان مي*توان به استفاده*ي آن در باتري*هاي خورشيدي در ساعت، ماشين*حساب و حتي ماهواره*ها اشاره كرد 

21324  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:29
خداوند، مهارِ «زمان» و «زمین» را، به دستِ «انسان» داده است؛ و «مهارت»، یعنی این*که «مهارِ» پدیده*ها و اشیا و ابزارِ هستی را در دست بگیریم؛ و «ماهرانه»، در راستایِ خوشبختی و خوشکامی و بالندگیِ انسانی / الاهیِ خویش، همة آنان را به کار ببریم. والاترین هنر انتظار، هنر فُرصت آفرینی است. «حکایتِ» آن کس که همه*اش «شکایت» می*کند، حکایتِ آن ورشکستة مفلوکی*ست که هیچ وقت رنگِ راحتی را نمی*تواند دید… «تصمیم»، با شماست: «اِن تَنْصُرُوالله، یَنْصُرْکُم وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ [سورة محمّد / آیة ۷] اگر که یاری خدا را در پیش گیرید، یاری او ـ نیز ـ دربرتان خواهد گرفت و، گام*هایی ماندگار خواهید یافت.» انتظار، از جنسِ اقدام است؛ نمی*شود در جادّة جدّیِ انتظار گام نزد، امّا به ظهور رسید! روزمرّگی، مرگِ فُرصت*هاست؛ و «انتظار»، کاربُردی*ترین راه مُشتاقانه، برای تجدیدِ حیات و تمدید فُرصت*ها…  

21323  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:29
انتظار؛ فُرصتی برایِ ظهورانتظار -------------------------------------------------------------------------------- زندگی همین فُرصت*هایِ رو به راهی*ست، که گاهی داریم. مدیریتِ زندگی، مدیریتِ فُرصت*هاست؛ و «انتظار»، مدیریتِ برنامه ریزی شده و برآیندِ همین فُرصت*های در هم آمیخته. فُرصت، زمانِ مُدیریت شدة آدمی*ست. زمان*هایِ معمولی، فرصت نیست . زمان*هایِ برنامه*ریزی نشده، فرصت نیست. زمان*های فلّه*ای، فُرصت نیست. ساعت*ها و روزهایِ باری به هر جهت، فُرصت نیست. تنها آن مقداری از زمانِ هر کس و هر جامعه*یی، «فُرصتِ» او تلّقی می*شود ـ که مدیریت شده، برنامه*ریزی شده، و بسته*بندی شده باشد! و گر نه، زمان*های فلّه*ای، برای همه یکسان ست. زمانِ فلّه*ای، همان «زمان بیرونیِ» شماست؛ که نسبت به هیچ «شیء»*یی، فرقی ندارد. این تنها «زمانِ درونیِ» انسان است، که می*تواند منشأ «فُرصت سازی» و «فُرصت آفرینیِ» انسان بشود. انتظار، از جنسِ زمان ست. «انتظار»، در بسترِ «مهندسیِ زمان»، دست به زمینه*آفرینیِ «ظهور» زدن است. آن*که «زمان» را نمی*شناسد، هیچ گاه، نسبت و معادلة درخوری را با «انتظار» ـ و در نتیجه*، فُرصتِ فراخوری را، با «ظهور» ـ نمی*تواند فراهم آورد 

21322  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:20
کلامش را به شما آموخت و نشانه هايش را به شما نماياند. و احکامش را برايتان دست يافتني نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعيت بود، حرام شمرد. بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّي الله عليه و آله) افکند. (همان) رسول گرامي که بدو سروري و درستي (در گفتار و کردار و رفتار) ارزاني شده، پاک و پيراسته است. خداوند اين امّت را به خاطر برتري مقام و بلندي شرف و استواري دين او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشيد. او بي آلايش ترين فردِ از آدميان در هنگامه ولادت و فروزنده ترين ستاره يمن و سعادت است. او بلند پايه ترين آنان (در نياکان) است و زيباترين آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پيمان ترين و کريم ترين آنان است در نوجواني و بزرگسالي. درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودي خالص و پي در پي و مکرّر (براي آنان) و براي دوست داران بزرگوارشان، درودي ماندگار و پيوسته، (براي هميشه تا وقتي که براي آسمان حکمي مرقوم است و نقشي مقرّر. او فرستاد تا تا برايتان رحمتي باشد و مايه پاکيزگي اعمالتان و آرامش سراي (زندگي) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مايه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتي (بس بزرگ و فراگير). از او فرمان بريد و بر دستورش مواظبت ورزيد. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشماريد. خدايتان رحمت کند؛ آهنگ کوششي پيوسته نماييد و آزمندي را از خود برانيد و تنبلي را وا نهيد. رسم سلامت و حفظ حاکميت و بالندگي آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سينه ها (:و تشويش دلها) و روي کردِ درماندگي و پريشاني به سوي به آنهاست – بشناسيد. نهج السعادة في مستدرک نهج البلاغه ج 1 ص 100 تا 103 خ 21، بحار الانوار ج 9 ط قديم به نقل از سفينة البحار ج 1 ص 397، تاريخ عماد زاده ج امير المؤمنين ص 438  

21321  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:19
ستايش مخصوص خدايي است که سزاوار ستايش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترين ستايش و شيرين ترين آن و سعادت بخش ترين ستايش و سخاوت بار ترين(و شريف ترين) آن و پاک ترين ستايش و بلند ترين آن و ممتاز ترين ستايش و سزاوارترين آن. يگانه و يکتاي بي نياز(ي که همه نيازمندان و گرفتاران آهنگ او نمايند). نه پدري دارد و نه فرزندي. شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجاياي بلند را (به خلايق) رسانيد و شرافت بخشيد. و آسمان را بالا برد و بلند گردانيد. بستر زمين را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (براي زندگي) آماده و مهيا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزاني داشت. تعداد اقوام را (براي زندگي) آماده و مهيا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزاني داشت. تعداد اقوام را (براي زندگي در آن) به درستي. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (يکايک) آنان احاطه يافت. و نشانه هاي بلند (هدايت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت. معبود نخستين که نه او را هم طرازي است و نه حکمش را مانعي. خدايي نيست جز او، که پادشاه است و (مايۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بي آلايش. فرمانش ستوده است و حريم کويش آباد (به توجّه پرستندگان و نيازمندان) است و سخايش مورد اميد.  

21320  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:18
وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةًلِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً. ِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَرواالحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِعُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّحُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِهَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.  

21319  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  چهارشنبه 10 شهريور 1389 11:18
خطبه بدون نقطه امام علي (ع) اين خطبه ظاهرا در عقد نکاحي از جانب آن حضرت ايراد شده است که متن و ترجمه‏ي آن از نظرتان مي‏گذرد: الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَلا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وََرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لالهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ،المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ،وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً 

21318  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  سه شنبه 9 شهريور 1389 22:35
امشب که بلرزید دل و بغض وصدایت ، آرام روان گشت دلت سوی خدایت ، یاد آر مرا ملتمس لطف و دعایت  

21317  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  سه شنبه 9 شهريور 1389 10:19
دعاى روز بیستم / بسم الله الرحمن الرحیم ............ اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ الجِنانِ واغْلِقْ عَنّی فیهِ أبوابَ النّیرانِ وَوَفّقْنی فیهِ لِتِلاوَةِ القرآنِ یا مُنَزّلِ السّکینةِ فی قُلوبِ المؤمِنین . / خدایا بگشا برایم در آن در هاى بهشت و ببند برایم در هاى آتش دوزخ را و توفیقم ده در آن براى تلاوت قرآن اى نازل کننده آرامش در دل هاى مؤمنان  

21316  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 19:22
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿۲۵۵﴾ لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾ اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵۷﴾  

21315  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 19:21
سلام/// التماس دعا  

21314  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:42
شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است. در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.» یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.» منابع : تفسیر نمونه ج 27 ص 181، مجمع البیان ج 10 ص 405، مفاتیح الجنان  

21313  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:41
شب قدر» واژه‌ای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر » (ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم. شب قدر از هزار ماه برتر است.) در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب‌های بیست و یکم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌دانند. این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است. بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است 

21312  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:40
احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد. 7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند. 8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ... اعمال مخصوص هر شب قدر 

21311  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:39
- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است 

21310  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:39
در این شبهای قدر بهتر است این اعمال هم انجام شود : 2 رکعت نماز برای سلامتی آقا امام زمان (عج) 2 رکعت نماز برای شادی روح تمامی رفتگان و اموات و ۲۵ بار ذکر " اللهم اغفرلی لجمیع المومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات" 2 رکعت نماز تقدیم به اهل بیت و خواندن دعای توسل 2 رکعت نماز فاطمه زهرا (س) : در رکعت اول بعد ازحمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد 100 مرتبه سوره توحید . خواندن سوره دخان و قدر امیدوارم مفید واقع شده باشد..... التماس دعا  

21309  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:38
شب 21 : فضیلتش زیادتر است از شب نوزدهم و باید اعمال آن شب را از غسل و احیا و زیارت امام حسین (ع ) و نماز هفت قل هو الله و قرآن سرگفتن و صد ركعت نماز دعاى جوشن و غیرها در این شب بعمل آورد و نماز امشب هشت ركعت است به حمد و هر سوره اى كه میسر است و از این شب شروع میشود. در این شب حمادبن عثمان بر حضرت صادق ع وارد شد. حضرت سئوال كرد كه غسل كرده اى . عرض ‍ كرد بلى . پس حضرت حصیرى طلبید و حماد را نزدیك خویش خواند و مشغول نماز گردید و پیوسته آنحضرت نماز خواند و حماد نیز خود را بآنحضرت چسبانیده بوده و نماز میخواند تا از نمازهاى خود فارغ شدند. پس آنحضرت دعا كرد و جماد آمین گفت تا صبح طلوع كرد. آنجناب اذان و اقامه گفت و بعض غلمان خود را طلبید و پیش ایستاد و نماز صبح خواند در ركعت اول حمد و انا انزلناه و در دوم حمد و توحید خواند و بعد از نماز مشغول به تسبیح و تقدیس و مسلمات شد. پس سر به سجده نهاد و بمقدار یك ساعت بجز چیزى از آنجناب شنیده نشد. پس از آن ، این دعا را خواند: "لا اله انت مقلب القلوب و الابصار  

21308  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:33
همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی چه زیان ترا که من هم برسم به آرزوئی به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم همه جا به هر زبانی بُوَد از تو گفتگوئی به ره تو بسکه نالم، زغم تو بسکه مویم شده ام زناله نا ئی، شده ام ز مویه موئی همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی من از خوشم که چنگی بزنم به تار موئی چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی؟ چه شود که کام جوید، زلب تو کام جوئی؟ شود اینکه از ترحم، دمی ای سحاب رحمت من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلوئی؟ بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبوئی همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جوئی ز چه شیخ پاکدامن سوی مسجدم بخواند رخ شیخ و سجده گاهی، سر ما و خاک کوئی  

21307  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  دوشنبه 8 شهريور 1389 17:31
منتظران چشم به راه آمدنش هر لحظه زمین قلبهایشان را با یادش آب و جارو می کنند و دیده ی خویش را به سمت خانه ی دوست تنگ تر می نمایند. شاید زیباترین لحظه ی تاریخ را با قاب دیدگانشان به تصویر در آورند. این همان چیزی است که هر جمعه در دعای ندبه از تارهای وجودشان به مولای خویش عرضه می دارند: متی ترانا و نراک  

21306  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  يكشنبه 7 شهريور 1389 22:57
سلام // امشب ما رو از دعای خود محروم نکنید ................. التماس دعا 

21305  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  يكشنبه 7 شهريور 1389 18:58
مبادا سیر بخوابیم و همسایه مسلمانمان گرسنه باشد. 

21304  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  يكشنبه 7 شهريور 1389 18:58
مبادا سیر بخوابیم و همسایه مسلمانمان گرسنه باشد. 

21303  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  يكشنبه 7 شهريور 1389 18:53
تدبیر همیشه بر شمشیر غالب است. ناپلئون بناپارت  

21302  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  يكشنبه 7 شهريور 1389 0:31
پس از زلزله شديد شب گذشته؛ پنجاه و چهارمين پس‌لرزه مناطق زلزله‌زده دامغان را لرزاند خبرگزاري فارس: با ثبت يك پس‌لرزه نسبتا شديد ديگر در دامغان با قدرت 2.8 ريشتر، شمار پس‌لرزه‌ها در كمتر از يك روز در اين مناطق به عدد 54 رسيد  

21301  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  شنبه 6 شهريور 1389 14:35
دعاى روز هفدهم/ بسم الله الرحمن الرحیم ......... اللهمّ اهْدِنی فیهِ لِصالِحِ الأعْمالِ واقْضِ لی فیهِ الحَوائِجَ والآمالِ یا من لا یَحْتاجُ الى التّفْسیر والسؤالِ یا عالِماً بما فی صُدورِ العالَمین صَلّ على محمّدٍ وآلهِ الطّاهِرین . / خدایا راهنمائیم کن در آن به کار هاى شایسته و اعمال نیک و برآور برایم حاجت ها و آرزو هایم اى که نیازى به سویت تفسیر و سؤال ندارد اى داناى به آنچه در سینه هاى جهانیان است درود فرست بر محمد و آل او پاکیزگان .  

21300  نوشته شده توسط Abolfazl  Alizadeh از  damghan abolfazl_alizadeh@yahoo.c ** كد شناسايي  532 **  شنبه 6 شهريور 1389 11:52
آقای طالبی روح ا... خوبی ؟چی قرار بود برام بیاری فراموش نکنی ؟ البته میدونم فراموش نمیکنی جهت یادآوری عرض کردم 

21299  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  شنبه 6 شهريور 1389 11:41
سلام // زلزله دیشب 30 ثانیه طول کشیده ..... 

21298  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 10:36
كه توسط مديرعامل جمعيت هلال احمر كشور همراهي مي شد بلافاصله پس از ورود به دامغان عازم بيمارستان اين شهر شد تا از مجروحان اين زلزله عيادت كند. در زمين لرزه شب گذشته دامغان كه با قدرت 9/5 درجه ريشتر در مقياس امواج دروني زمين به وقوع پيوست سه نفر از هموطنان كشته و 19 نفر مجروح و در بيمارستان بستري شده اند. وزير كشور قرار است پس از عيادت از مجروحان حادثه عازم روستاي كوه زر در جنوب دامغان شود تا از نزديك وضعيت مناطق زلزله زده را بازديد و مورد بررسي قرار دهد. استاندار سمنان و جمعي از مسوولان استان سمنان نيز وزير كشور را همراهي مي كنند. روستاي كوه زر دامغان مهمترين منطقه اسيب ديده از زلزله شب گذشته است و در اين حادثه پنج روستاي شهرستان دامغان دچار خسارت  

21297  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 10:34
اقای احمد طاهری به ایرنا گفت 

21296  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 10:33
روز شنبه به ايرنا گفت: به دنبال وقوع زمين لرزه اي به بزرگي 9/5 ريشتر در مقياس امواج دروني زمين تاكنون 17 پس لرزه در منطقه به وقوع پيوسته است. وي گفت: بزرگترين اين پس لرزه هاي 9/4 ريشتر قدرت داشته است. زمين لرزه مذكور كه در دشت كوير جنوب دامغان به وقوع پيوسته سه كشته و 20 مجروح به همراه داشته است. نيروهاي امداد و نجات هم اكنون در منطقه مستقر و در حال خدمات رساني به آسب ديدگان اين زمين لرزه هستند 

21295  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 10:31
زلزله اي به بزرگي 5 ريشتر ساعت 5 بامداد بارديگر دشت كوير دامغان را لرزاند تهران - زلزله ديگري به بزرگي 5 درجه در مقياس امواج دروني زمين( ريشتر) ساعت 4 و 59 دقيقه و 6 ثانيه بامداد امروز شنبه دشت كوير در جنوب دامغان واقع در استان سمنان را بار ديگر لرزاند. به گزارش ايرنا به نقل از مركز لرزه نگاري كشوري موسسه ژئو فيزيك دانشگاه تهران ، شبكه هاي لرزه نگاري موقعيت اين زمين لرزه را 35 درجه و 49 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه و 44 دقيقه طول شرقي ثبت كرده اند. آخرين دقايق جمعه شب زمين لرزه اي به بزرگي 5 و 9 دهم ريشتر در اين منطقه بوقوع پيوست كه به مرگ دو كودك ، زخمي شدن شماري از هموطنان منجر شد. مقامات محلي احتمال تلفات بيشتر را داده و اعلام كرده اند كه خسارت هاي اين زمين لرزه در حال بررسي است. به گفته اين مقامات امدادرساني به زلزله زدگان آغاز شده است. از اوايل بامداد تاكنون حدود 25 پس لرزه بوقوع پيوسته است. شبك  

21294  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:24
آخرين خبر از زلزله دشت كوير دامغان/ دو تن كشته و 15 تن زخمي شدند سمنان - فرماندار شهرستان دامغان گفت : براساس آخرين گزارش هاي رسيده متاسفانه براثر زلزله اواخر جمعه شب در منطقه دشت كوير اين شهرستان يك دختر چهارساله و يك كودك خردسال كشته و 15 نفرديگر زخمي شدند 

21293  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:22
جمعه شب، بامداد امروز شنبه و ساعت 41 دقيقه و 9 ثانيه بارديگر زلزله دشت كوير در جنوب دامغان در استان سمنان را لرزاند. به گزارش ايرنا، شبكه هاي لرزه نگاري وابسته به مركز لرزه نگاري كشوري موسسه ژئو فيزيك دانشگاه تهران، مشخصات اين زمين لرزه را 35 درجه و 46 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه و 45 ثانيه طول شرقي ثبت كرده اند. تا ساعت يك و 30 دقيقه بامداد امروز شنبه 4 زلزله ديگر با قدرت هاي دو و نيم ، دو و شش دهم، دو و هفت دهم و سه و دو دهم اين منطقه را لرزانده است. براساس اولين اخبار دريافتي ، زلزله اول كه با قدرت 5 و نه دهم ريشتر بوقوع پيوست تلفات جاني نداشت اما تعدادي مجروح برجاي گذاشت. خبرهاي تكميلي متعاقبا مخابره مي شود. براساس اين گزارش، زلزله اي به قدرت 3 و 4 دهم ريشتر نيز 28 دقيقه بامداد امروز شنبه حوالي خلخال در استان اردبيل را لرزانده است. شبك  

21292  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:21
وحشت از عشق که نه ،ترسم از فاصله هاست.وحشت از غصه که نه،ترسم از خاتمه هاست،ترس بیهوده ندارم،صحبت از خاطره هاست.صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست،کوله باری پر از هیچ،که برشانه ماست،گله از دست کسی نیست،مقصر دل دیوانه ماست  

21291  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:21
اكنون 9 پس لرزه در منطقه طرود دامغان به وقوع پيوسته است  

21290  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:18
دلم می خواهد چنان زندگی کنم که وجود خدا را تنها در سودی که به دیگران می رسانم، احساس نمایم. بزرگمهر  

21289  نوشته شده توسط محمد   از  بهشهر xeaoz@yahoo ** كد شناسايي  600 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:15
دقایقی پیش زلزله خفیفی تهران را لرزاند. مرکز این زمین لرزه سمنان بوده ولی در تهران احساس شده است.  

21288  نوشته شده توسط طالبی  روح الله طالبی از  مسکو  ** كد شناسايي  429 **  شنبه 6 شهريور 1389 4:13
سمنان - فرماندار شهرستان دامغان گفت : براساس آخرين گزارش هاي رسيده متاسفانه براثر زلزله اواخر جمعه شب در منطقه دشت كوير اين شهرستان يك دختر چهارساله و يك كودك خردسال كشته و 15 نفرديگر زخمي شدند 

21287  نوشته شده توسط نوجوان   از  teenager2.blogfa  ** كد شناسايي  606 **  جمعه 5 شهريور 1389 22:44
سلام ..........................التماس دعا  

21286  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  جمعه 5 شهريور 1389 10:53
داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد. بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت. مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد. اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد. زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟ دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد! باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید! 

21285  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  جمعه 5 شهريور 1389 10:43
سلام****** روزنامه کیهان طی یک مقاله به استاد محمدرضا شجریان توهین کرد***** بهش گفت خواننده ی هزار تومنی فرح و گفت ماه رمضان به صدای منافق احتیاج نداره.******* حتما متوجه شدید که دیگه رینا رو پخش نمیکنند 

21284  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  جمعه 5 شهريور 1389 10:41
گویند ( من نمیگم ) روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد. وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد. عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش. خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!  

21283  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  جمعه 5 شهريور 1389 10:32
دوازده پیــــام از عشـــــــق********** تقدیم به متولدین دوازده ماه سال  

21282  نوشته شده توسط ALIREZA  GHASEMI از  TEHRAN Alireza_Ghasemi306@yahoo. ** كد شناسايي  37 **  جمعه 5 شهريور 1389 10:31
متولدین فروردین که به جهان بیاموزید که عشق "معصومیت" است و از جهان بیاموزید که عشق "اعتماد" است. متولدین اردیبهشت که به جهان بیاموزید که عشق "صبر و تحمل" است و از جهان بیاموزید که عشق "بخشش و گذشت" است. متولدین خرداد که به جهان بیاموزید که عشق "آگاهی" است و از جهان بیاموزید که عشق "احساس" است. متولدین تیر که به جهان بیاموزید که عشق "فداکاری" است و از جهان بیاموزید که عشق "آزادی" است. متولدین مرداد که به جهان بیاموزید که عشق "شور و نشاط" است و از جهان بیاموزید که عشق "فروتنی" است. متولدین شهریور که به جهان بیاموزید که عشق "نیاز" است و از جهان بیاموزید که عشق "کمال" است. متولدین مهر که به جهان بیاموزید که عشق "زیبایی" است و از جهان بیاموزید که عشق "هماهنگی" است. متولدین آبان که به جهان بیاموزید که عشق "هیجان" است و از جهان بیاموزید که عشق "تسلیم شدن" است. متولدین آذر که به جهان بیاموزید که عشق "صمیمیت" است و از جهان بیاموزید که عشق "وفاداری" است. متولدین دی که به جهان بیاموزید که عشق "عقلانی" است و از جهان بیاموزید که عشق "از خود گذشتگی" است. متولدین بهمن که به جهان بیاموزید که عشق "اغماض" است و از جهان بیاموزید که عشق "یگانگی" است. متولدین اسفند که به جهان بیاموزید که عشق "رحم و شفقت" است و از جهان بیاموزید که عشق "همه چیز" است.  

بخشي از متن:

كدشناسايي:

ماه:

سال: